<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آدمفرشته</title>
	<atom:link href="http://humangel.ir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://humangel.ir</link>
	<description>سایت خصوصی حسین غیاثی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 04 Aug 2011 20:25:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
<xhtml:meta xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" name="robots" content="noindex" />
		<item>
		<title>سالی که گذشت</title>
		<link>http://humangel.ir/1390/01/year-1389/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1390/01/year-1389/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Mar 2011 07:24:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/?p=230</guid>
		<description><![CDATA[با سلام به همه ی دوستان سال نو رو به همه تبریک می گم. امیدوارم که سال نود سا ل خوبی برای همه باشه. بدترین اتفاق سالی که گذشت نارو خوردن از دوستی بود و بهترینش برگشتن دوستی. با همه ی این فراز و نشیب ها در لحظه ی شروع سال نود آرامش کامل داشتم. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به همه ی دوستان <strong>سال نو رو به همه تبریک می گم.</strong> امیدوارم که سال نود سا ل خوبی برای همه باشه.</p>
<p>بدترین اتفاق سالی که گذشت نارو خوردن از دوستی بود و بهترینش برگشتن دوستی. با همه ی این فراز و نشیب ها  در لحظه ی شروع سال نود آرامش کامل داشتم.</p>
<p><strong>پایان نامه ارشدم  با نام «ترانه سرایی در شعر معاصر»</strong> با محوریت تفاوت های ترانه ی شهیار و آثار او <strong>با کمک  و همکاری خود شهیارقنبری</strong> عزیز رو  به اتمامه  که در کنار این پایان نامه ، مستند «سفرنامه » هم با همین موضوع و کارگردانی <strong>سامان زرهونه</strong> عزیز ارائه خواهد شد . که اکثر دوستانی که متفاوت می نویسند در اون حضور دارند. این پایان نامه حتما به چاپ می رسه و مستند هم از شبکه های جهانی پخش خواهد شد.</p>
<p>مدت زیادی نیست که من تصمیم گرفتم وارد بازار ترانه بشم. با ترانه ی <strong>«خداحافظ نگو»</strong> که سفارش فریدون آسرایی بود، این کا ر رو شروع کردم</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;"> تو یادت رفته اون روزا یکی تنها کست می شد</span></strong><br />
<strong><span style="color: #ff0000;"> خداحافظ که می گفتی خدا دلواپست می شد</span></strong></p>
<p>و بعد با کمک دوست عزیزم <strong>میثم یوسفی</strong> و فرزین قره گزلو آلبوم خاموش رو برای غلام کویتی پور نازنین کار کردیم.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;"> تو رگام خون ِ غروبه/حال من خرابُ خوبه</span></strong><br />
<strong><span style="color: #ff0000;"> مث موجی م  که می خواد/سر به صخره ها بکوبه</span></strong></p>
<p>آخرین کار رسمی من هم  یه آلبوم مناسبتی متفاوت و دو زبانه بود به نام ۷۲ که با آهنگسازی رسول رسولی و صدای خود رسول و المومن و مرتضی آل کثیرتوسط حوزه‌ی هنری منتشر شد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;"> بیا به یاد یتیمای خسته جمع بشیم</span></strong><br />
<strong><span style="color: #ff0000;"> من و تو شام غریبان قراره شمع بشیم</span></strong></p>
<p>در این بین آلبوم ها و آهنگ های  زیادی رو در کنار دوستان کار کردیم که چند موردش رو که در ذهنم هست در ادامه می گم.</p>
<p><strong>۱- آلبوم فریدون آسرایی به زودی با چهار یا پنج ترانه از من منتشر خواهد شد.</strong> یکی از بهترین کارهای  این آلبوم به نام «فرصت نشد» رو دوست عزیزم احسان خلقی ساخته که بسیار شنیدنی ست.بقیه ی ملودی های این آلبوم متعلق به فریدون آسرایی ست و همه ی تنظیم ها رو پاشا یثربی انجام داده.کار با فریدون تجربه ی بزرگ و جذابی برای من بود.موضوع کلی و وزن وریتم  اکثر ترانه ها رو ایشون سفارش می دادند و این اولین تجربه جدی من برای نوشتن کار اجرایی در چهارچوب های موزیک پاپ ایران بود.</p>
<p>می خواستم بگم :عشق کسی نباش<br />
می خواستم بگم&#8230;اما دلم نذاش</p>
<p><strong>۲- </strong>سالی که گذشت رو در کنار <strong>مهرداد نصرتی و گروه سرایش</strong> بسیار پر ترانه پشت سر  گذاشتم.حاصل این کارها رو در سال نود با صدای خواننده های مختلف و نام آشنا خواهید شنید و امیدوارم که خوشتون بیاد.بیشتر این ترانه ها بر روی ملودی های مهرداد نصرتی  نوشته شده.آشنایی با مهرداد از اتفاقات خوب سال نود بود که همین جا از  امیر پیر نهان  تشکر  می‌کنم که باعث این اتفاق شد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;"> اگه بی تو بی قرارم</span></strong><br />
<strong><span style="color: #ff0000;"> اگه تلخه روزگارم</span></strong><br />
<strong><span style="color: #ff0000;"> بیا بی هوا تو این لحظه ها بخند من هواتُ دارم</span></strong></p>
<p><strong>۳-</strong> آلبوم روزبه نعمت اللهی رو با چند کار مشترک از من و میثم یوسفی و چند کار بسیار متفاوت از میثم خواهید شنید..به قدری این آلبوم متفاوته، که مطمئنم شگفت زده خواهید شد</p>
<p><strong>۴- </strong>در سال جدید<strong> آلبوم  احسان خلقی</strong> رو با ترانه های من و موزیک و صدای احسان خواهید شنید.که بسیار تجربه ی لذت بخشی برای من بود.آخرین کار احسان موزیک تازه ی کوروس بود به نام تاپ تاپ که با  تنظیم فوق العاده ی احسان بهترین کار آلبوم « افسانه »  بود .</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;"> بی قرارم وقتی/تو ازم دلگیری</span></strong><br />
<strong><span style="color: #ff0000;"> دیر کردم اما/زود داری می ری</span></strong></p>
<p><strong>۵- </strong>در سال گذشته چند کار تلوزیونی  هم انجام دادم که مهمترینش <strong>تیتراژ سریال «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد»</strong> که با تمام حاشیه هایش تجربه خوبی بود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;"> راهی نمونده تا خدا باید فقط باور کنم</span></strong><br />
<strong><span style="color: #ff0000;"> من نذر کردم بغضمو قبل از سحر پرپر کنم</span></strong></p>
<p><strong>۶- آلبوم رضا بیات</strong> هم با صدای بسیار خوب رضا و چند ترانه از من و موزیک <strong>محسن یگانه،سیروان خسروی ، بهنام صفوی،احسان خلقی و غلامرضا صادقی</strong> توسط شرکت آوای هنر که پیش از این   آلبوم آخر احسان خواجه امیری و محسن یگانه را روانه ی بازار کرد منتشر خواهد شد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;"> تو هم مثل من عاشقی</span></strong><br />
<strong><span style="color: #ff0000;"> تو هم فکر برگشتنی</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">جدایی رو تمرین نکن</span></strong><br />
<strong><span style="color: #ff0000;"> تو هر جا بری با منی</span></strong></p>
<p><strong>۷-آلبوم رسول پویان</strong> خواننده با سابقه  وتوانا هم با سه ترانه از من بر روی ملودی( که بسیاری از جمله ها به خواست آهنگساز باید حفظ می شد) و ترانه هایی از بچه های گروه سرایش شامل مهدی استخر، امیر پیرنهان ،مهدی ایوبی ، یلدا انگالی و و یک ترانه از حسین متولیان با  آهنگسازی مهرداد نصرتی، مسعود مفیدی خود رسول و تنظیم های سیاوش رحمانی و سلمان &#8230;و به تهیه کنندگی رضا شیری منتشر خواهد شد  شخصا کارهای این آلبوم رو بسیار دوست داشتم.</p>
<p>نگاهم کن همین حالا که قلبم از تو بی تابه<br />
بذار دستاتُ محکم تر بگیرم  ، همین حالا که چشمای تموم آدما خوابه</p>
<p><strong>۸- </strong>اجرای ترانه <strong>«ده سال»</strong> با صدا و موزیک <strong>سیاوش رحمانی</strong> از بهترین اتفاقات سال گذشته ی من بود.از من و سیاوش رحمانی کارهای زیادی رو در سال نود خواهید شنید.</p>
<p>کارهای دیگری مثل آلبوم محسن داداشی ، یوسف انوشه ،سورن ، محسن نیکبخت ،علی فلاح ،&#8230; انجام دادم که به دلیل اینکه عوامل آلبوم رو به  صورت دقیق نمی دونستم به بردن نامشون اکتفا می‌کنم.</p>
<p>اما در  کل همه ی این اتفاقات قدم کوچکی بود برای پروژه هایی بزرگی  که در سال نود شروع کردم، که همه از آرزوهایی هنری من هستند.</p>
<p>در پایان ترانه ی ده سال که با حس و حال روزای سختی که در سال گذشته داشتم  شروع شد و با حس و حال کافه ماه به پایان رسید.این ترانه رو  با حذف بعضی بیت های شخصی ، اول تقدیم می‌کنم به باعث و بانی این کار و بعد همه ی دوستان عزیزم که به من و این ترانه  لطف داشتن.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://01.birmusic41.com/940-Siavash-Rahmani---10-Saal"><img class="alignnone size-full wp-image-240" title="۱۰ سال بعد" src="http://humangel.ir/wp-content/uploads/10-sal.jpg" alt="" width="480" height="480" /></a></p>
<p>ده سال بعد از حال این روزام<br />
با کافه های بی تو درگیرم<br />
گفتم جهان بی تو یعنی مرگ<br />
ده سال ِ رفتی و نمی میرم</p>
<p>ده سال بعد از حال این روزام<br />
تو توی  آغوش یکی خوابی<br />
من گفتم و دکتر موافق نیست<br />
تو بهتر از قرصای اعصابی</p>
<p>ده سال بعد از حال این روزام<br />
من چهل سالم می شه و تنهام<br />
با حوصله ،قرمز،سفید ، آبی<br />
رنگین کمون می سازم از قرصام</p>
<p>می ترسم از هر چی که جا مونده<br />
از ریمل ِ  با گریه ها جاری<br />
از سایه روشن های بعد از ظهر<br />
از شوهری که دوستش داری</p>
<p>گرم ِ هم آغوشی و لبخندین<br />
توُ بستر ِ  بی تابتون تا صبح<br />
تکلیف تنهاییم روشن بود<br />
مثل چراغ ِ  خوابتون تا صبح</p>
<p>ده سال ِ که لب هام و می بندم<br />
با بوسه های تلخ هر جایی<br />
ده سال ِ وقتی شعر می خونم<br />
لبخند ِ روی صندلی هایی</p>
<p>یه عمر بعد از حال این روزام<br />
یه پیرمردم توی ِ  یه کافه<br />
بارون دلم می خواد ،هوا اما<br />
مثل موهای دخترت  صافه</p>
<p><strong>یه عمر بعد از حال این روزام&#8230;</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1390/01/year-1389/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>125</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شعر و توضیحی درباره ی دو ترانه</title>
		<link>http://humangel.ir/1389/08/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1389/08/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Nov 2010 08:56:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/?p=214</guid>
		<description><![CDATA[سلام به همه ی دوستان ممنون از همراهی و لطف همیشگی شما. قبل از شعر دو بیت و دو توضیح ۱) جای مشت دایی رو دیواره کفشای قیصریتُ بازم بپوش وقتشه توُ این برادر کشیا خون نامردا بریزه زیر دوش این بیت مال ترانه ای از منه که به سفارش دوست خوبم خواننده و نوازنده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به همه ی  دوستان</p>
<p>ممنون از همراهی و لطف همیشگی شما.</p>
<p>قبل از شعر دو بیت و دو توضیح</p>
<p>۱)</p>
<p>جای مشت دایی رو دیواره</p>
<p>کفشای قیصریتُ بازم بپوش</p>
<p>وقتشه توُ این برادر کشیا</p>
<p>خون نامردا بریزه زیر دوش</p>
<p>این بیت مال ترانه ای از منه که به سفارش دوست خوبم خواننده و نوازنده ی استثنایی امیر</p>
<p>لاجوردی  که از اون بسیار خواهید شنید برای بزرگداشت بهروز وثوقی نوشته شد و در مراسمی</p>
<p>با حضور خود بهروز وثوقی،و بسیاری از خواننده های خارج از کشور  با ویدئوی کوجی روی پرده</p>
<p>رفت .</p>
<p>این ترانه به خاطر نوع سفارش، وزن و  فضایی شبیه به کار دوست خوبم روزبه بمانی داشت.هر</p>
<p>چند ترانه کاملا متفاوت بود من این کار همیشه  با احترام به کارایشون جایی می نویسم و یا</p>
<p>می خونم.</p>
<p>و بیتی توسط امیر به کار اضافه شده که از نظر وزن کاملا مشخصه در کار.به زودی ویدئوی این کار</p>
<p>رو خواهید دید.</p>
<p>۲)</p>
<p>نه تسکین بغضی، نه تصویر گریه</p>
<p>زدی زیر حرفت، زدم زیر گریه</p>
<p>این بیت  بر می گرده به سه سال پیش.این بیت رو من در خانه ی ترانه خوندم و مورد لطف</p>
<p>بسیاری از دوستان قرار گرفت.و بعد در وبلاگ قبلی من  و بسیاری از دوستام منتشر شد که</p>
<p>هنوز هم در آرشیو موجوده.ودر فضای فیس بوک هم به دفعات زیاد دوستان  لطف کردن و نوشتن</p>
<p>این بیت رو.</p>
<p>اگر قبل از اینکه این ترانه اجرا بشه مشابه اون رو در ترانه ای شنیدین خودتون قضاوت کنین.</p>
<p>به هیج وجه قصد توهین به کسی رو ندارم</p>
<p>فقط برام عجیب بود..</p>
<p>شاید تواردی پیش اومده باشه&#8230;.شاید&#8230;.</p>
<p>و اما شعر:</p>
<p>با یک  مثنوی نیمه تمام در خدمتتون هستم.نزدیک به هشت ماه ِ که این کار و شروع کردم.به</p>
<p>نظرم تموم نشده هنوز..چون این صفحه یک فضای کاملا دوستانه داره برای من، می نویسم</p>
<p>شاید نظر دوستان تاثیر داشته باشه، که حتما داره&#8230;</p>
<p>این روزها از اسم تلخ زهر می ترسم</p>
<p>از شکل گورستان پشت شهر می ترسم</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>تا چشم بر هم می گذارم قبر می بینم</p>
<p>در خواب هایم تکه های ابر می بینم</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>با ابر خیس خواب هایم راه می افتم</p>
<p>عاصی به جان لکه های ماه می افتم</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>من شاعرم پس دفتر شعر سیاهم کو</p>
<p>من شاعرم مادر لباس راه راهم کو</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>تکثیر یک فریاد در آئینه ام پیداست</p>
<p>من شیشه ام قلبم میان سینه ام پیداست</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>من امتداد نسل گیسوهای بدنامم</p>
<p>من انقراض بغض های بی سرانجامم</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>من عامل سرگیجه ی تندیس میدانم</p>
<p>من انجماد رفتگر های زمستانم</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>وا کن مرا مانند قفلی از دهان شهر</p>
<p>می ترسم از دینداری ِ راس ِ اذان شهر</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>از ندبه های  مادرِ سی سال در دوری</p>
<p>از جمعه بازار سرِ میدان جمهوری</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>از انعکاس نور حق در چشم بد بین ها</p>
<p>از جبر دامن گیر « لا اکراه فی دین»ها</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>من یک دهان غرق خون از سیلی جنگم</p>
<p>من زخم های کهنه ی تحمیلی جنگم</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>من عصر یخبندانم از یک بو سه ی ناکام</p>
<p>تنها فسیل جفتگیری های نافرجام</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>در« دست خط ِ»غار، ناخوانا ترین میخم</p>
<p>من دردِ دندان های مصنوعی ِ تاریخم</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>در زیر باران تازه خواهد شد هزاران زخم</p>
<p>رنگین کمان یعنی دهان آسمان در اخم</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>پیغمبرم اعجاز من شعر است و دینم عشق</p>
<p>افعی شده در سرپناه آستینم  عشق</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>می ترسم از گرمای آه آتش زرتشت</p>
<p>از نا رفیقانی که خنجر می زنند از پشت</p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p>از نقشه ای که نقش بر آبِ خلیجی مرد</p>
<p>از گربه ای که بچه های کوچکش را خورد</p>
<p>&#8230;</p>
<p>حکم مرا با خون نوشت عالیجناب این بار</p>
<p>وا مانده از حیرت دهان حلقه های دار</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1389/08/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>89</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماه رمضون!</title>
		<link>http://humangel.ir/1389/05/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d9%88%d9%86/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1389/05/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d9%88%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 15 Aug 2010 00:46:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/?p=192</guid>
		<description><![CDATA[سلام به همه ی دوستان هفت تیر هم بالاخره اینترنت پر سرعت اومد و من می تونم بیشتر در خدمت دوستان باشم. اول : سریعترین تیتراژ دنیا رو تجربه کردم و به چشم دیدم. خدا می دونه ساعت یازده شب تصمیم گرفته شد تیتراژ یه سریال که قراره فرداش پخش بشه ساخته بشه و قرار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به همه ی دوستان</p>
<p>هفت تیر هم بالاخره اینترنت پر سرعت اومد و من می تونم بیشتر در خدمت دوستان باشم.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اول :</strong></span></p>
<p><strong>سریعترین تیتراژ دنیا</strong> رو تجربه کردم و به چشم دیدم.</p>
<p>خدا می دونه ساعت یازده شب تصمیم گرفته شد تیتراژ یه سریال که قراره فرداش پخش بشه ساخته بشه و قرار شد من ترانه ای تقریبا بدون موضوع،تقریبا مذ هبی ،تقریبا مناسب ماه رمضان و تقریبا خالی از کلماتی مثلی مثل اذان ،سجاده و&#8230; از اینا. رو تا نیم ساعت بعدش تحویل بدم.</p>
<p>حالا بگذریم که من کار رو با اطمینان از اینکه به تیتراژ نمی رسه نوشتم اما دم اونایی گرم که ملودی کار رو ساختن ،تنظیم کردن ،خوندن ، ضبط کردن و به تیتراژ رسوندن. و کار شد تیتراژ سریال <strong>«</strong><strong>شاید برای شما هم اتفاق بیفتد</strong><strong>»</strong> که هر روز از شبکه ی پنج و همه ی شبکه های استانی قبل از اذان پخش می شه.</p>
<p>فقط سه بند از ترانه (به انتخاب نمی دونم کی؟) استفاده شده .که  یه بند از این سه بند هم  اشتباه خونده شده و من نمی دونم چرا?</p>
<p>بند من  این بود:<strong> </strong></p>
<p><strong>این  روزها مهمونتم//هستی و کم می بینمت//از چشم من دوری ولی//من با دلم می بینمت</strong></p>
<p>و بندی که خونده شده اینه:</p>
<p>ا<strong>ین  روزها مهمونتم//هستی و من ندیدمت//از چشم من دوری ولی//من با دلم می بینمت</strong></p>
<p><strong>که قافیه هم اشتباه شده با این تغییر.کار عجله ای همینه و مقصر خود منم<br />
</strong></p>
<p>دو سه روز آینده یه تیتراژ دیگه پخش می شه  برای این سریال و بعد  دوباره این تیتراژه.شاید تو این فرصت بشه ایرادای کار رو برطرف کرد.</p>
<p>به هر حال دم مهران فهیمی هم گرم که بسیار پسر خوبیه و این تماس اولین آشنایی ما بود.</p>
<p>اگه کار خوب بود شگفت زده شین .اگه نه هر چی خواستین نقد کنین .اگه کسی خواست کار رو گوش کنه لینک این ترانه رو دوست و همراه همیشگیم <a title="تازه وارد" href="http://www.newbie.ir/" target="_blank"><strong>محسن غیاثی</strong></a> -که تو نیم ساعتی که ترانه رو نوشتم با من بود-   تو نظرات  سایت گذاشته.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>دوم:</strong></span></p>
<p>یه ترانه رو به دلایلی که متوجه می شین نمی خواستم جایی بخونم اما امروز به دلایلی که متوجه نمی شین می ذارمش اینجا تا بخونین.</p>
<p>یه ترانه که برای سرگرمی قافیه نوشتم.و بی مناسبت نیست.</p>
<p>&#8230;.</p>
<p>ماه رمضون ،ماه مهمونی</p>
<p>دعوت منی رفیق خونی</p>
<p>تقصیر من نیست تو مهربونی</p>
<p>وقتی که می یای باید بمونی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>دعوت منی دختر دلیر</p>
<p>دعوت منی ، «روزَتم» بگیر</p>
<p>افطار ساده،خیار و پنیر</p>
<p>تو یه خورده چای،من یه ذره شیر</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حرفام اونی که می خوام بگم نیست</p>
<p>بو داره حرفام ،دست خودم نیست</p>
<p>به خدا هیچی توی دلم نیست</p>
<p>وقتی تو هستی هیچ چیزی کم نیست</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>خیلی راه مونده تا« اذ ون» بگن</p>
<p>من« از تو » می گم کلکُ بکن</p>
<p>روزَت ُ وا کن با لبای من</p>
<p>یه چیزی بگو ، یه حرفی بزن</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>یه روز میاد و می بینی مُردم</p>
<p>شاید بفهمی که جون سپردم</p>
<p>من آبروی دینتُ بردم</p>
<p>شیطونی کردم« روزتُ» خوردم</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>روز قیامت به خدا می گم</p>
<p>تقصیر من بود که ریختیم رو هم</p>
<p>راضی می کنم خدا رو کم کم</p>
<p>تو برو بهشت من به جهنم</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ماه رمضون،ماه مهمونی</p>
<p>قراره بیای ،کاشکی نتونی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1389/05/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>62</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتظار</title>
		<link>http://humangel.ir/1389/04/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d8%b1/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1389/04/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Jul 2010 18:56:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>
		<category><![CDATA[آدمفرشته]]></category>
		<category><![CDATA[حسین]]></category>
		<category><![CDATA[حسین غیاثی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[غزل]]></category>
		<category><![CDATA[غیاثی]]></category>
		<category><![CDATA[فریدن آسرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/1389/04/11/</guid>
		<description><![CDATA[من با امیدِ دیدنت با بی کسی سر می کنم از روز برگشتن بگو حرفاتُ باور می کنم سلام. این روزا واقعا درگیر بودم.از همه ی دوستان عذر خواهی می کنم.همین … ترانه ی موعود تقدیم شده به او که می آید و به تو. خواب دیدم یکی توُ راهه بمون تا لباسای خواب ُ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من با امیدِ دیدنت<br />
 با بی کسی سر می کنم</p>
<p>از روز برگشتن بگو<br />
 حرفاتُ باور می کنم</p>
<p>سلام.<br />
 این روزا واقعا درگیر بودم.از همه ی دوستان عذر خواهی می کنم.همین<br />
 …<br />
 ترانه ی موعود<br />
 تقدیم شده  به او که می آید<br />
 و به تو.</p>
<p>خواب دیدم یکی توُ راهه بمون<br />
 تا لباسای خواب ُ چال کنیم<br />
 تا کسی بو نبرده مست شدیم<br />
 خمره های شراب ُ چال کنیم<br />
 <span style="color: #202020;">.</span><br />
 چند چیزِ که چند روزِ مدام<br />
 همه ی جونمُ نجس کرده<br />
 اما اونی که پاک عاشقته<br />
 عطرتُ از بهشت حس کرده<br />
 <span style="color: #202020;">.</span><br />
 شب جمعه توُ سجده خوابت برد<br />
 صبح دیدم موهاتُ وا کردی<br />
 بگو من طاقتم عزاداره<br />
 از شبی که براش دعا کردی<br />
 <span style="color: #202020;">.</span><br />
 پاشو دختر هنوز فرصت هست<br />
 نگو «اعجازه توبه کن برگرد»<br />
 کار اون نیست من خودم دیدم<br />
 گره های دخیل ُ کی وا کرد<br />
 <span style="color: #202020;">.</span><br />
 مستم اما هنوز می فهمم<br />
 چشم به راهیتُ شرط می بندم<br />
 اگه لب تر کنی که منتظری<br />
 همه ی شهرُ ریسه ….می خندم<br />
 <span style="color: #202020;">.</span><br />
 چرا باید شب تولدشُ<br />
 چشم به راه باشی و سکوت کنه؟<br />
 چند صد سالشه چه جوری می خواد<br />
 این همه شمع کیکُ فوت کنه؟<br />
 <span style="color: #202020;">.</span><br />
 گریه هات ُ بذار یه وقت دیگه<br />
 وقتشه زنجیرامُ پاره کنم<br />
 حالا که پای عشق تو وسطِ<br />
 چرا مثل تو استخاره کنم<br />
 <span style="color: #202020;">.</span><br />
 برو حالا که اینقد عاشقشی<br />
 یه لباس ِ بلند ِ تور بگیر<br />
 تا بریدم رگای غیرتمُ<br />
 اونُ از ندبه هات به زور بگیر<br />
 <span style="color: #202020;">.</span><br />
 من که کارم تموم ِ تا سر شب<br />
 اگه دستت به اون فرشته رسید<br />
 برو با اون بهشتُ کاری کن<br />
 نشه از توُ جهنمش تو رو دید<br />
 <span style="color: #202020;">.</span><br />
 خواب دیدم یکی تو راهه برو…….</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1389/04/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>39</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روزنامه ها را که فقط نباید خواند</title>
		<link>http://humangel.ir/1389/02/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1389/02/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 May 2010 16:09:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/?p=145</guid>
		<description><![CDATA[«روزنامه ها را که فقط نباید خواند» این را زنی می گفت که آگهی های استخدام را از حریق چهارشنبه ی آخر سال به خانه ی زن دومم می برد تا شیشه هایش را برای آپارتمان رو برویی شفاف تر کند&#8230; «روزنامه ها را که فقط نباید خواند» دیگر هیچ روزنه ای بر دریچه های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>«روزنامه ها را که فقط نباید خواند»</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این را زنی می گفت</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">که آگهی های استخدام را از حریق چهارشنبه ی آخر سال</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به خانه ی زن دومم می برد</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تا شیشه هایش را برای آپارتمان رو برویی شفاف تر کند&#8230;</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>«روزنامه ها را که فقط نباید خواند»</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دیگر هیچ روزنه ای بر دریچه های مشوق سقوط اتاقم باقی نگذاشتم</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هر وقت که بخوابم شب است و هر وقت که بخواهم روز</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>«شلیک موفقیت آمیز سجیل دو»</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>«تولید چادر مشکی،پرونده ی نا تمام»</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همراه با تیتر درشت روزنامه هایی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">که ا ز ترس ِ من به شیشه چسبیده اند پیر می شوم&#8230;.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سلام</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به بهانه ی تولدم ترانه ی «اردیبهشت» از سری دوازده ترانه ی تولد که تبریک تولد هستند برای هر ماه بر اساس طالع بینی آن ماه را می نویسم.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شب جشن تولدت یه<strong> ونوس</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پلک وا کرده روی تقدیرم</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">توی اردیبهشت آغوشت</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">عشق بازیم ُ جشن می گیرم</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">روی انگشتای کشیده ی تو</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">لاک <strong>جیغ بنفش</strong> دیدنیه</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شب شده وقتشه بیای بیرون</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>ماه</strong> با کیف و کفش دیدنیه</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>آبی ِ آسمون</strong> ِ ابری ِ من</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">رقص چاقو منم، ببُِر کیکُ</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">می خوام امشب به یاد هر چی که نیست</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بخورم با تو آخرین پیکُ</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تا که یادم نمونه فاصله ها</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">می تونن گم کنن چشاتُ توُ مه</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تا که یادم بره با دستای ما</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">می تونه وا نشه هزار تا گره</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نباید امشبُ خراب کنیم</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تو کنار منی همین خوبه</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قلب من می زنه ولی تو بگو</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ماه داره به ابر می کوبه</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یه <strong>رز صورتی</strong> زدم تو موهات</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">توی آینه نگاه کن خودتُ</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هر چی دارم همین یه سنجاق ِ</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">باز کن هدیه ی تولدتُ</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1389/02/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>55</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تبریک با تاخیر</title>
		<link>http://humangel.ir/1389/01/%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1389/01/%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 31 Mar 2010 16:09:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>
		<category><![CDATA[آدمفرشته]]></category>
		<category><![CDATA[غزل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/?p=130</guid>
		<description><![CDATA[سال نو می شد و می کشت هیاهوها را باد  دلداری می داد پرستوها را سال ببر آمده تا اینکه بگیرد از شیر: انتقام جگر خونی آهوها را سلام به همه ی دوستان من متاسفانه تو ایام عید حالم خوب نبود  و نتونستم  کار جدید و مطلب تازه ای بنویسم .با کمی تاخیر به همه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سال نو می شد و می کشت هیاهوها را<br />
باد  دلداری می داد پرستوها را</p>
<p>سال ببر آمده تا اینکه بگیرد از شیر:<br />
انتقام جگر خونی آهوها را</p>
<p><span style="color: #ff0000;">سلام به همه ی دوستان</span></p>
<p>من متاسفانه تو ایام عید حالم خوب نبود  و نتونستم  کار جدید و مطلب تازه ای بنویسم .با کمی تاخیر به همه ی دوستان سال نو رو تبریک می گم.</p>
<p>&#8230;</p>
<p>سالی که گذشت سال عجیبی بود در کنار آدمایی بودم که دوسشون داشتم و سالی که در پیش دارم از مهمترین سال های زندگیمه.امتحان دکترا رو در پیش دارم و پایان نامه ای با موضوع «ترانه سرایی در شعر معاصر» که خیلی برام مهمه و بسیار هم مفصله و راجع بهش  در آینده خواهم نوشت.</p>
<p>الان پیگیر کارای کتاب هستم که برای چاپ دوم تغییرات زیادی کرده و امیدوارم به نمایشگاه امسال برسه.</p>
<p>&#8230;</p>
<p>با دو تا کار در خدمتتون هستم.که یکی مال عید سال پیشه و یکی هم مربوط به یه غزله که کنار دو تا مجسمه ی خانه ترانه شفق  (جلسه ی دکتر افشین یداللهی) که پنج شنبه ها برگزار می شه نوشتم و دوستان خواستن که اینجا بذارم.</p>
<p>&#8230;</p>
<p>توی اتاقم برف می باره<br />
سر سبزی ِ این سفره بی مرزه</p>
<p>من هفت سین ِسالم ُ چیدم<br />
سر سام ، سرما،سوز ،سگ لرزه&#8230;</p>
<p>لب هام از سرما  سیا  می شه<br />
ماهی تنگُ عید می بینم</p>
<p>دیوار هام و آخر دنیا<br />
فانوسمو خورشید می بینم</p>
<p>قرصام و توی تُنگ می ریزم<br />
تو نیستی آروم اعصابم</p>
<p>روزامو روی سقف را می رم<br />
شب ها مو زیر تخت می خوابم</p>
<p>وقتی دلم تنگ خودم می شه<br />
چشمام و می بندم خدا می شم</p>
<p>عصرا دم خاموشی فانوس<br />
معبود آدم برفیا می شم</p>
<p>توی اتاقم برف می باره<br />
سردِ ولی کی می گه دلسردم</p>
<p>یه عمر تو چشم  در و دیوار<br />
با قاب عکسم زندگی کردم</p>
<p>خو شبختم از و قتی گلوی من<br />
زخمی ِانگشتای کولاکه</p>
<p>آغوش ناامن تو یادم داد<br />
هر جا هوا خوبه، خطرناکه</p>
<p>توی اتاقم برف می باره<br />
تو رفتی از روزی که یادم نیست</p>
<p>با برف و یخ معشوقه می سازم<br />
کی می گه آدم برفی آدم نیست</p>
<p>چی مونده از من توی این سرما<br />
یه آدم دیوونه ی سرخوش</p>
<p>تو نیستی آروم اعصابم<br />
دلچسب این سرمای آدم کش</p>
<p><strong>توی اتاقم برف می باره</strong></p>
<p>&#8230;.</p>
<p>و غزل:</p>
<p>ماه ِ من ترک نکن برکه ی بی ماهی را<br />
تا فراهم بکنم آنچه که می خواهی را</p>
<p>آه ای معجزه ی آخر هر هفته، نگیر<br />
از من این دلخوشی ِ دیدن گه گاهی را</p>
<p>دم در چشم به راه قدمت سنگ شدند<br />
معنی ِ چشم به در دوختن واهی را</p>
<p>تو فقط مال منی از لج این شاعرها<br />
نفسم خورده مگیر این همه خودخواهی را</p>
<p>به بلندای شب مثنوی موهایت<br />
به غزلواره ببخش این همه کوتاهی را</p>
<p>غزلی پلک بزن تا که به آتش بکشد<br />
چشم تو جلسه ی افشین یداللهی را</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ممنون از همه ی دوستان</strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1389/01/%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>34</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خداحافظ نگو</title>
		<link>http://humangel.ir/1388/10/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d9%86%da%af%d9%88/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1388/10/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d9%86%da%af%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Jan 2010 14:54:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/?p=114</guid>
		<description><![CDATA[این ترانه به سفارش آقای آسرایی با فضایی خاکستری و با موضوع خداحافظی نوشته شده. اما انتشارش بدون ذکر نام ترانه سرا انجام شده که حتما به زودی توسط خود آقای آسرایی عوامل کار معرفی خواهند شد. تا جایی که من در جریانم این کار هنوز ضبط نهایی نشده و قرار که تغییراتی داشته باشه. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این ترانه به سفارش آقای آسرایی با فضایی خاکستری و با موضوع خداحافظی نوشته شده.<br />
اما انتشارش بدون ذکر نام ترانه سرا انجام شده که حتما به زودی توسط خود آقای آسرایی عوامل کار معرفی خواهند شد.<br />
تا جایی که من در جریانم این کار هنوز ضبط نهایی نشده و قرار که تغییراتی داشته باشه.<br />
دوستان اگه نقد و نظری روی ترانه ی کار داشته باشن من سرا پا گوشم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1388/10/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d9%86%da%af%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>55</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک خبر و یک ترانه</title>
		<link>http://humangel.ir/1388/10/%db%8c%da%a9-%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1388/10/%db%8c%da%a9-%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Jan 2010 09:37:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/?p=88</guid>
		<description><![CDATA[سلام. این روزها آلبوم خاموش کویتی پور با آهنگسازی فرزین قره گزلو منتشر شد ه و به لطف میثم یوسفی من یک ترانه و یک کار مشترک با میثم یوسفی در این آلبوم دارم. من ترانه ی« موج» رو روی ملودی بر روی یک «معر» با رعایت هجای بلند و کوتاه ِ ِ مشخص  و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">سلام</span>. <span style="font-family: Tahoma;">این روزها آلبوم خاموش کویتی پور با آهنگسازی فرزین قره گزلو منتشر شد ه و به لطف میثم یوسفی من یک ترانه و یک کار مشترک با میثم یوسفی در این آلبوم دارم</span>. <span style="font-family: Tahoma;">من ترانه ی</span>« <span style="font-family: Tahoma;">موج</span>» <span style="font-family: Tahoma;">رو روی ملودی بر روی یک </span>«<span style="font-family: Tahoma;">معر</span>» <span style="font-family: Tahoma;">با رعایت هجای بلند و کوتاه ِ ِ مشخص  و با موضوع خاص ظرف یک شبی که فرصت داشتم نوشتم</span>.<span style="font-family: Tahoma;">و با نظر عوامل مصرع اول معر که مثل بقیه </span>«<span style="font-family: Tahoma;">معر</span>» <span style="font-family: Tahoma;">مشکل داشت حفظ شد</span>.<span style="font-family: Tahoma;">و این کار را سخت تر کرد</span>.<span style="font-family: Tahoma;">اما به هر حال کار تمام شد و تایید شد</span>.</p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">اما در سایت های خبری بدون اینکه ترانه ی قبل را با ترانه ی جدید مقایسه کنند ادعا دارند که ترانه سرا و حتی آهنگساز کس دیگری است</span>.<span style="font-family: Tahoma;">آدم واقعا متعجب می شه از این اخبار</span>. <span style="font-family: Tahoma;">به هر حال اهمیتی هم نداره</span>. <span style="font-family: Tahoma;">و اما یک ترانه ی جدید</span>:</p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="color: #ff0000;"><strong>«</strong><span style="font-family: Tahoma;"><strong>دکمه</strong></span><strong>»</strong></span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">دکمه یعنی چراغ خواب عبوس</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">دکمه یعنی شروع اقیانوس</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">دکمه یعنی یه انتظار مریض</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">دکمه یعنی شمارش معکوس</span></p>
<p><span style="font-size: xx-small;"><span style="color: #202020;">.</span></span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">بغلم کن تو قرص کامل ماه</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">تا چراغای شهر خاموشه</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">باز کن دکمه هاتو شرم نکن</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">دکمه وابستگی آغوشه</span></p>
<p><span style="font-size: xx-small;"><span style="color: #202020;">.</span></span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">عکس زیبائیات رو دیوارِ</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">یه زن مست ِ با موهای بلند</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">منو دیوونه کردی از توی عکس</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">بیا بیرون و دست و پام و ببند</span></p>
<p><span style="color: #333333;"><span style="font-size: xx-small;">.</span></span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">عکس زیبائیات رو دیوارِ</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">پا شو تف کن بازم رو غیرت من</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">مرد می خواد که عاشقش نکنی</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">همه ی شهر عاشق تو شدن</span></p>
<p><span style="color: #202020;"><span style="font-size: xx-small;">.</span></span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">امشب آرایشت مث یه زن ِ</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">دامنت بی اراده کوتاهه</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">راه و بی راهه ها زیاده ولی</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">بهترین راه ، آخرین راهه</span></p>
<p><span style="font-size: xx-small;"><span style="color: #202020;">.</span></span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">جمعه ی صبح اولین دیدار</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">شب تحمیلی یه ناله شده</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">خون تو مونده روی صورت صبح</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">صفحه ی آسمون مچاله شده</span></p>
<p><span style="font-size: xx-small;"><span style="color: #202020;">.</span></span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">وقتی مستی چقد قشنگ تری</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">پاشو روی تنم شراب بریز</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">دکمه یعنی شمارش معکوس</span></p>
<p><!-- 		@page { margin: 2cm } 		P { margin-bottom: 0.21cm } --><span style="font-family: Tahoma;">دکمه یعنی یه انتظار مریض</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1388/10/%db%8c%da%a9-%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>34</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مادرم عاشقه</title>
		<link>http://humangel.ir/1388/09/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d9%87-2/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1388/09/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d9%87-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 02:57:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/?p=83</guid>
		<description><![CDATA[سلام به همه دوستان با یک تجربه ی جدید و یک ترانه در خدمتتونم .   کار اول می شه گفت یک طنز اجتماعیه. پیشاپیش عذز خواهی می کنم اگه بعضی کلمات مناسب نیست.   بابا می گفت سر زا مادرمون گذاشت و رفت ولی من یادم ِ دس رو سرمون گذاشت و رفت   [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">سلام به همه دوستان</p>
<p dir="rtl">با یک تجربه ی جدید و یک ترانه در خدمتتونم .</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">کار اول می شه گفت یک طنز اجتماعیه. پیشاپیش عذز خواهی می کنم اگه بعضی کلمات مناسب نیست.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">بابا می گفت سر زا مادرمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl">ولی من یادم ِ دس رو سرمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">جای اینکه زیر بال و پرمون ُ بگیره</p>
<p dir="rtl">بار سنگینی رو بال و پرمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">وقتی ما با کمک همسایه ها بزرگ شدیم</p>
<p dir="rtl">پسر همسایه با خواهرمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">بعد رفتیم پیش ِ آخوند محل کلاس دین</p>
<p dir="rtl">یه کلاه شرعی ام اون سرمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">حالا سی سالمه، سی سال ِ خدا رو ندیدم</p>
<p dir="rtl">یه نشونی ام نداد ،کافرمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">هنوزم قصه های کتاب دینی یادمه</p>
<p dir="rtl">که علی خواب بود و پیغمبرمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">بی بی عصمت می گه ماه دهم خدمتمون</p>
<p dir="rtl">زیدمون حامله شد،اکبرمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl">-</p>
<p dir="rtl">منُ از دادگاه خانواده می برن اوین</p>
<p dir="rtl">گفته:«باردار که شدیم ،شوهرمون گذاشت و رفت»</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">حالا من موندم ُ قسطای عقب مونده ی عشق</p>
<p dir="rtl">تنها بودیم یکی تنهاترمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">دیشبم می خواستیم از دنیای وامونده بریم</p>
<p dir="rtl">نتونستیم،حتی دنیام درمون گذاشت و رفت</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">کار دوم یک ترانه است که تقدیم شده به دغدغه های مادرم</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">من یه بی دینم ُ</p>
<p dir="rtl">مادرم مومن ِ</p>
<p dir="rtl">تنها ارثم از اون</p>
<p dir="rtl">میگرن ِ مزمن ِ</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">من یه بی دینم ُ</p>
<p dir="rtl">اون خدای من ِ</p>
<p dir="rtl">آیه الکرسی ِ</p>
<p dir="rtl">گریه های من ِ</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">من پر از سرکشی</p>
<p dir="rtl">من پر از اعتراض</p>
<p dir="rtl">رنگ موهای اون</p>
<p dir="rtl">رنگ چادر نماز</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">دین ِ من سخت ِ سخت</p>
<p dir="rtl">مثل مردونگی</p>
<p dir="rtl">مثل دل کندن از</p>
<p dir="rtl">یه سگ خونگی</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">دین من می گه از</p>
<p dir="rtl">رنگ عادت بترس</p>
<p dir="rtl">از جهنم نترس</p>
<p dir="rtl">از جنایت بترس</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">رو تن من هنوز</p>
<p dir="rtl">زخم یه پرچم ِ</p>
<p dir="rtl">مادرم فاطمه اس</p>
<p dir="rtl">مادرم مریم ِ</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">موقع رفتن</p>
<p dir="rtl">چای دم می کنه</p>
<p dir="rtl">تا دم ایستگاه</p>
<p dir="rtl">بدرقم می کنه</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">می ره دلواپسم</p>
<p dir="rtl">وقتی رفتم رو ریل</p>
<p dir="rtl">کی نجاتم بده</p>
<p dir="rtl">با دعای کمیل</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">مادرم عاشقه&#8230;.مادرم عاشقه</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1388/09/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d9%87-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>43</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادم نمانده کسی جز او</title>
		<link>http://humangel.ir/1388/08/%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%85-%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
		<comments>http://humangel.ir/1388/08/%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%85-%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 00:23:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین غیاثی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://humangel.ir/?p=72</guid>
		<description><![CDATA[سلام با یک تجربه ی جدید در خدمتتون هستم. &#8230;&#8230;   یادم نمانده کسی جز او/آزاد می شوم از زندان یک زن نشسته و می خندد/در عمق صورت زندان بان یک شهر جن زده می بینم/یک شهر جن زده ی متروک افتاده ساعت خواب آلود/ روی مجسمه ی میدان یادم نمانده کسی جز او/جز او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">سلام</p>
<p dir="rtl">با یک تجربه ی جدید در خدمتتون هستم.</p>
<p dir="rtl">&#8230;&#8230;</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">یادم نمانده کسی جز او/آزاد می شوم از زندان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">یک زن نشسته و می خندد/در عمق صورت زندان بان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">یک شهر جن زده می بینم/یک شهر جن زده ی متروک</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">افتاده ساعت خواب آلود/ روی مجسمه ی میدان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">یادم نمانده کسی جز او/جز او که&#8230;&#8230;او که&#8230;نمی دانم</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">سیب معلق بی قانون/لازم نکرده ی  بی وجدان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">این جمله را چه کسی می گفت؟/این شعر را چه کسی می خواند؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">مادر سه نقطه ی بی ناموس/&#8221;دوزخ بهشت&#8221; &#8221; پری شیطان&#8221;</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">&#8220;مادر&#8221; چه واژه ی ملموسی/یک سنگ مرمر خاک آلود</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">یک دسته گل که زنی زیبا/آورده بود به قبرستان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">&#8220;زن&#8221;،&#8221; زن&#8221; چه سستی ِ دلچسبی /&#8221;من را برای چه می بردند&#8221;</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">:&#8221;اسمم عوض شده خانم ها&#8221;/:&#8221;رایم عوض شده آقایان&#8221;</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">این شهر را شبحی گویا/از روی عدل بنا کرده</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">یک نان داغ پر از کرم است/بر یک جنازه ی بی دندان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">:&#8221;دکتر هنوز امیدی هست؟&#8221;/یک مرد زل زده در چشمم</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">با یک لباس بلند سبز/&#8230;چیزی بگو پسرم ،&#8221;<strong>وارتان</strong>&#8220;</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">این اسم حس عجیبی را/بر روی حافظه ام می ریخت</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">شاید که ربط من و شعر است/چیزی به یاد من آمد..هان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">من شعر های زنی بودم /یا شاعرِ زنی از آتش</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">آن زن که قهقهه اش می ریخت/از عمق صورت زندان بان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">نه،نیم دیگری از من نیست/من را برای چه می بردند</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">راهی نشان بده برگردم/ای نیم ِ مانده ی در زندان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">یادم نمانده کسی جز او/یک زن که قهقهه سر می داد</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">تکثیر می شد از او در من/یک جمعیت وسط میدان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">بر روی شانه شان انگار/تابوت کهنه ی آن زن بود</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">آن زن که بر سر هر مویش/یک شهر جن زده آویزان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">تابوت روی زمین افتاد/در رو به صورت من وا شد</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">لبخند زد به من و پرسید:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">:&#8221;چیزی عوض شده زندان بان؟&#8221;</span></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://humangel.ir/1388/08/%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%85-%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>34</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

