روزنامه ها را که فقط نباید خواند

«روزنامه ها را که فقط نباید خواند» این را زنی می گفت که آگهی های استخدام را از حریق چهارشنبه ی آخر سال به خانه ی زن دومم می برد تا شیشه هایش را برای آپارتمان رو برویی شفاف تر کند… «روزنامه ها را که فقط نباید خواند» دیگر هیچ روزنه ای بر دریچه های مشوق سقوط اتاقم باقی نگذاشتم هر وقت که بخوابم شب است و هر وقت که بخواهم روز «شلیک موفقیت آمیز سجیل دو» «تولید چادر مشکی،پرونده ی نا تمام» همراه با تیتر درشت روزنامه هایی که ا ز ترس ِ من به شیشه چسبیده اند پیر می شوم…. سلام به بهانه ی تولدم ترانه ی «اردیبهشت» از سری دوازده ترانه ی تولد که تبریک تولد هستند برای هر ماه بر اساس طالع بینی آن ماه را می نویسم. شب جشن تولدت یه ونوس پلک وا کرده روی تقدیرم توی اردیبهشت آغوشت عشق بازیم ُ جشن می…

ادامه مطلب...

تبریک با تاخیر

سال نو می شد و می کشت هیاهوها را باد  دلداری می داد پرستوها را سال ببر آمده تا اینکه بگیرد از شیر: انتقام جگر خونی آهوها را سلام به همه ی دوستان من متاسفانه تو ایام عید حالم خوب نبود  و نتونستم  کار جدید و مطلب تازه ای بنویسم .با کمی تاخیر به همه ی دوستان سال نو رو تبریک می گم. … سالی که گذشت سال عجیبی بود در کنار آدمایی بودم که دوسشون داشتم و سالی که در پیش دارم از مهمترین سال های زندگیمه.امتحان دکترا رو در پیش دارم و پایان نامه ای با موضوع «ترانه سرایی در شعر معاصر» که خیلی برام مهمه و بسیار هم مفصله و راجع بهش  در آینده خواهم نوشت. الان پیگیر کارای کتاب هستم که برای چاپ دوم تغییرات زیادی کرده و امیدوارم به نمایشگاه امسال برسه. … با دو تا کار در خدمتتون هستم.که یکی مال عید سال پیشه…

ادامه مطلب...
برچسب‌ها:

خداحافظ نگو

این ترانه به سفارش آقای آسرایی با فضایی خاکستری و با موضوع خداحافظی نوشته شده. اما انتشارش بدون ذکر نام ترانه سرا انجام شده که حتما به زودی توسط خود آقای آسرایی عوامل کار معرفی خواهند شد. تا جایی که من در جریانم این کار هنوز ضبط نهایی نشده و قرار که تغییراتی داشته باشه. دوستان اگه نقد و نظری روی ترانه ی کار داشته باشن من سرا پا گوشم.

ادامه مطلب...

یک خبر و یک ترانه

سلام. این روزها آلبوم خاموش کویتی پور با آهنگسازی فرزین قره گزلو منتشر شد ه و به لطف میثم یوسفی من یک ترانه و یک کار مشترک با میثم یوسفی در این آلبوم دارم. من ترانه ی« موج» رو روی ملودی بر روی یک «معر» با رعایت هجای بلند و کوتاه ِ ِ مشخص  و با موضوع خاص ظرف یک شبی که فرصت داشتم نوشتم.و با نظر عوامل مصرع اول معر که مثل بقیه «معر» مشکل داشت حفظ شد.و این کار را سخت تر کرد.اما به هر حال کار تمام شد و تایید شد. اما در سایت های خبری بدون اینکه ترانه ی قبل را با ترانه ی جدید مقایسه کنند ادعا دارند که ترانه سرا و حتی آهنگساز کس دیگری است.آدم واقعا متعجب می شه از این اخبار. به هر حال اهمیتی هم نداره. و اما یک ترانه ی جدید: «دکمه» دکمه یعنی چراغ خواب عبوس دکمه یعنی شروع…

ادامه مطلب...

مادرم عاشقه

سلام به همه دوستان با یک تجربه ی جدید و یک ترانه در خدمتتونم .   کار اول می شه گفت یک طنز اجتماعیه. پیشاپیش عذز خواهی می کنم اگه بعضی کلمات مناسب نیست.   بابا می گفت سر زا مادرمون گذاشت و رفت ولی من یادم ِ دس رو سرمون گذاشت و رفت   جای اینکه زیر بال و پرمون ُ بگیره بار سنگینی رو بال و پرمون گذاشت و رفت   وقتی ما با کمک همسایه ها بزرگ شدیم پسر همسایه با خواهرمون گذاشت و رفت   بعد رفتیم پیش ِ آخوند محل کلاس دین یه کلاه شرعی ام اون سرمون گذاشت و رفت   حالا سی سالمه، سی سال ِ خدا رو ندیدم یه نشونی ام نداد ،کافرمون گذاشت و رفت   هنوزم قصه های کتاب دینی یادمه که علی خواب بود و پیغمبرمون گذاشت و رفت   بی بی عصمت می گه ماه دهم خدمتمون زیدمون…

ادامه مطلب...