غروب بدرقه

سلام به همه ی دوستان

بعد از تاخیر طولانی که به علت مشکلا ت و درگیری هایی که داشتم .از  امروز به صورت روز به روز سایت رو چک می کنم و از نظر دوستان استفاده می کنم .و هر ماه هم دو بار سایت به روز می شه.

 

این آخرین ترانه ای ِکه نوشتم:

من هنوزم مث سگ می ترسم

از کتاب ِ  دینی ِ بچگیام

از فرشته های روی شونه هام

که نمی ذارن باهات هیجا بیام

 

نگران بی گناهی ِ  توام

نکنه مست بشم تو گریه هات

نکنه دست منو رها کنی

موقع رد شدن از پل صراط

 

اینجوری نگام نکن که داغمُ

لحظه لحظه التماسم به تواِ

من هنوزم مث سگ می ترسم

از نمازی که حواسم به تواِ

 

آینه قرآن غروب بدرقه

گریه های دم آخرم کجاست

من دلم می خواد به معراج برم

تو می دونی بالش پرم کجاست

 

نمی دونی که چیکار کرده چشات

با من ِ ترسوی سجاده پرست

می دو ِ عطر ِ تو رو دشت تنم

مث یه آهوی  ِ رم کرده ی مست

 

میون هلهله ی فرشته ها

یه نفر پیرهن تور تو رو بافت

من سرم گرم خدا بودُ یکی

تا سحر موهای بور ِ تو رو بافت

 

من هنوزم مث سگ می ترسم

عرق رو گونه هام از شرم ِ

روزه هامُ دونه دونه می خورم

دست تو مثل ِ جهنم گرم ِ

 

آینه قرآن غروب بدرقه

گریه های دم آخرم کجاست

من دلم می خواد به معراج برم

تو می دونی بالش پرم کجاست

 

منتظر نقد و نظر دوستان هستم. 

 

 

حسین غیاثی  ۲۱ مهر ۱۳۸۸ ۱۷:۳۴   بخش: ترانه ۳۸ نظر »

  1.   سحر ا ۳ بهمن ۱۳۸۸

    سلام حسین جان سحرم شاید یادت نیاد می خواستم بگم که ترانه هات مثل همیشه عالیه منو زهرا همیشه به یادتیم (F)

  2. واقعیت اینه که این که فقط بگیم خوب بود کافی نیست ، خیلی عالیه . همه چیزش به جاست و میشه عاشق بند به بندش شد . گمونم تا الان فهمیده باشی عادم دکیم و تعریف علکی نمی کنم اگه واست نظر مردم عادی مهمه که باید باشه این خیلی خوبه خیلی بیشتر از اونی که باید ، اما سلاخیه کار یا همون نقد کار :

    من هنوزم مث سگ می ترسم

    از کتاب ِ دینی ِ بچگیام

    از فرشته های روی شونه هام

    که نمی ذارن باهات هیجا بیام ********

    به مصرع جای آخری میشد چیزای بهتریم گذاشت مطمئن باش میتونستی

    نگران بی گناهی ِ توام

    نکنه مست بشم تو گریه هات

    نکنه دست منو رها کنی

    موقع رد شدن از پل صراط *****

    مشکلش بر میگرده به همون مصرع آخر قبلی اونجا گفتی نمیزارن هیچ جا بیام اینجا میگی دستت به دستم وصله پس همه جا باهاشه حتی رو پل صراط و این اختلافه

    اینجوری نگام نکن که داغمُ

    لحظه لحظه التماسم به تواِ

    من هنوزم مث سگ می ترسم

    از نمازی که حواسم به تواِ **************************

    عالیه این مصرع آخر ( از نمازی که هواسم به تواِ ، خیلی خوبه این همون عجله نکردنست که بهت میگفتم )

    آینه قرآن غروب بدرقه

    گریه های دم آخرم کجاست

    من دلم می خواد به معراج برم

    تو می دونی بالش پرم کجاست ( این و دوست ندارم نمی فهممش حتی ربطشم با باقی متوجه نمیشم دو بارم استفاده کردی خوشحال میشم بگی چی بوده موضوع )
    گم.نم یه ربطی ساختم براش پر پرواز تا معراجه که با بالشت و توی خواب انجام میشه آره ؟

    نمی دونی که چیکار کرده چشات

    با من ِ ترسوی سجاده پرست

    می دو ِ عطر ِ تو رو دشت تنم

    مث یه آهوی ِ رم کرده ی مست *************

    اینم عالیه ، من ترسوی سجاده پرست ، میدوه عطر تو رو دشت تنم خیلی خوبن

    من هنوزم مث سگ می ترسم

    عرق رو گونه هام از شرم ِ

    روزه هامُ دونه دونه می خورم

    دست تو مثل ِ جهنم گرم ِ ******************

    تعبیره عالییه

    آخرش و دوست ندارم گفتم یه بار

    همیشه اینطوری بنویس حتی اگه شده مثل زهرا عامری ۱۲ ماه ننویسی و رو یه ترانه کار کنی بکن اما اینطوری و خوب بنویس چون لیاقت تو اینه که خوب بنویسی و از چیزی که خودا بهت داده استفاده کنی ، چیزی که به من نداده و هرچی تلاش میکنم از یه بیت جلوتر نمی تونم برم :-)

  3.   میثم ا ۸ دی ۱۳۸۸

    salam . mese hamishe khoondani

  4. سلام به پیشنهاد امید صباغ به وبلاگتون سر زدم زیبا بودوخوندنی آفرین واقعا اگه تونسیتید به منم سر بزنید خوشحال و ممنون میشم

  5. سلام…خسته نباشید…بعد از مدتها با دو ترانه (ابر زن -و- من از رفتن نمیترسم) بروز شدم…امیدوارم مثل

    همیشه منت گذارید و کمی از وقت ارزشمند خودتونو صرف نوشته های من نوعی بفرمایید و با نظرات

    خودتون منو شرمنده کنید…منتظر رد پای همیشه گرم شما هستم…به امید دیدار….

    {baraye khandan mataleb :rast click va az shakheye encoding gozineye UTF-8 va

    baraye didane aksha rast click va gozineye show picture ra entekhab

    farmaied…mamnun}

  6. سلام دوست عزیز !
    با یه ترانه به اسم ” دمتون گرم” به روزم !
    خوشحال میشم مث سابق که زحمت می کشیدی و به وبلاگم سر می زدی ، این بار هم افتخار بدین و تشریف بیارین ترانه م رو بخونین و البته ما رو از نظرات ارزشمندتون بهره مند کنین و البته اگه لطف کنید انتقاد کنید بیشتر ممنونتون میشم !
    منتظر حضور گرم شما هستم ..

  7. سلام مثل همیشه عالی بود به منم سر بزنید خوشحال می شم :o)

  8. سلام حسین جان.آقا پارسال دوست امسال آشنا.
    کارت خیلی قشنگ بود.مثل همیشه
    انشاالله سر زنده و همیشه پیروز باشی…
    از هیچی ام نترس!! ;-)

  9. سلام حسین جان خوندمت راستی خبری ازت نیست
    به ما هم سری بزن.. یا علی

  10.   yasser ا ۱۷ آبان ۱۳۸۸

    سلام
    بابا یه خبری از خودت به ما بده
    منتظرم تماس بگیر
    شماره جدیدتو ندارم.

  11. برای هیچکس به روز شد

  12. درود بر شما
    این کتاب رو ندارم اما با خوندن این کار حتما تهیه میکنمش.
    زیبا بود .تبریک میگم .
    من هنوزم مث سگ می ترسم
    از کتاب ِ دینی ِ بچگیام
    از فرشته های روی شونه هام
    که نمی ذارن باهات هیجا بیام

  13. چشم مایی…دل تن گم حسین (L)

  14. سلام آقای غیاثی عزیز.
    مرسی از نظرتون…
    آقا شما یه خورده زود به زود به روز کنید هم خوبه…
    الان هم که دو بار در ماه نشده…دیگه وقتشه…
    البته می دونم مشغله کاری زیاده…
    راستی آقای غیاثی عزیز من کتاب رو چه جوری می تونم تهیه کنم ، جایی موجوده؟
    دلمون پوسید انقدر که شعر خوب نخوندیم…
    تا بعد…

  15.   shabnam taherkhani ا ۱۱ آبان ۱۳۸۸

    سلام حسین جان. مزسی که بهم سر زدی… از خودم ترانه گذاشتم خبرت میکنم که از نظر ت بی بهره نمونم!

  16. سلام حسین جان.بچه ها انقدر تعریف اینکار رو کردن که اومدم و لذتشم بردم.
    اما انگار تو و علیرضا سلیمانی یه جاهایی افکارتون عینهو هم بوده.
    حواسم پرت_ چشماته

    نمازامو دروغ میگم :-P

  17. سلام حسین عزیز…. خوبی؟؟؟ کم پیدا شدی….

    خیلی ترانه ی خوبی بد… از خوندنش لذت بردم…

    بارها به روز شدم و نیومید…خوشحال میشم بیای! :o) :o) (F) (F)

  18.   مریم ا ۷ آبان ۱۳۸۸

    سلام
    نمی دونم چی شد که روی وبلاگت کلیک کردم چون مدت زیادیه که بی خیالش شدم..
    فکر می کردم تو هم بی خیالش شدی و ته تهش یه سال دیگه یه وبلاگ جدیدی می زنی!!!
    مثه کارای قبلیت لطیفن و با احساس
    خوبه که برگشتی

  19. با سلام
    چندبار اومدم و این شعرتون رو خوندم…
    و هر دفعه تازه بود
    ممنون میشم به من سر بزنید
    درود

  20.   زهرا ا ۵ آبان ۱۳۸۸

    سلام بابا کجایی نمی گی من نگران داداشم میشم خطتم که قطعه شرکتم دلم تنگ شده برات کلی کارت دارم این چند وقه نبودم نذاری به حساب بی معرفتیا کلی درگیر بودم حالا گیرت اردم بهت میگم یه خبری نشونی شماره ایی چیزی بذار واسم ایمیلمو که داری باشه داداشی؟
    شعراتم که مثل همیشه :o)

تازه‌تر21نظرات قبلی

:o) :-D ;-) :-P (H) :-S ;-( :-O :-( (O) (N) (Y) (L) (U) (F) (W) (^) (T)